از لابی تا مهار
نقش تشکلهای اقتصادی در عصر کربن
براساس اندیشه یورگن هابرماس
۲۲ مرداد؛ روز ملی تشکلهای اقتصادی
در روزگاری که توسعه دیگر صرفاً با رشد تولید، افزایش صادرات یا گسترش زیرساختها سنجیده نمیشود، نقش تشکلهای اقتصادی بیش از گذشته اهمیت پیدا کردهاست. امروز پرسش اصلی این نیست که اقتصاد تا چه اندازه رشد میکند؛ بلکه این است که این رشد با چه میزان مصرف منابع، انتشار کربن، تولید پسماند و تخریب سرمایههای طبیعی و اجتماعی همراه است.
برای فهم جایگاه تشکلهای اقتصادی در این شرایط، میتوان از ایدهای بنیادین در اندیشه یورگن هابرماس بهره گرفت: تمایز میان "سیستم" و "زیستجهان"
سیستم، قلمرو ساختارهای رسمی، دولت، قانون، قدرت اداری، بازار و سازوکارهای کلان تصمیمگیری است؛ قلمرویی که عموماً از بالا به پایین عمل میکند. در مقابل، زیستجهان یا حیات اجتماعی، عرصه گفتوگو، اعتماد، ارزشهای مشترک، مشارکت داوطلبانه، انجمنها، تشکلها و نهادهای مدنی است؛ عرصهای که از پایین به بالا شکل میگیرد و معنا و مشروعیت اجتماعی تولید میکند.
اتاقهای بازرگانی، انجمنهای صنفی، تشکلهای اقتصادی و فدراسیونهای تخصصی، صرفاً نهادهایی برای پیگیری مطالبات بخشی یا تسهیل امور اعضای خود نیستند. این نهادها، اگر بهدرستی نقشآفرینی کنند، بخشی از زیستجهان اقتصادی کشورند؛ یعنی حلقه اتصال تجربه واقعی بنگاهها، دغدغههای جامعه، دانش تخصصی و سیاستگذاری عمومی.
اما مسئله از جایی آغاز میشود که تشکل اقتصادی، بهجای آنکه صدای مستقل و مسئولانه اعضا و جامعه باشد، به حاشیهای از سیستم قدرت تبدیل شود. هنگامی که مأموریت آن از "نقد، مطالبهگری، دیدهبانی و اصلاح" به "لابیگری برای کسب امتیاز" فروکاسته شود، حیات اجتماعی به جای آنکه سیستم را مهار کند، در آن جذب میشود.
این همان خطری است که هابرماس از آن با تعبیر "استعمار زیستجهان توسط سیستم" یاد میکند: زمانی که منطق قدرت و منفعت کوتاهمدت، جای گفتوگو، مسئولیتپذیری، اخلاق و منافع عمومی را میگیرد.
تشکلهای اقتصادی در ایران باید بتوانند بهجای رقابت برای نزدیکترشدن به مراکز قدرت، در جایگاه یک نهاد مستقل و حرفهای، قدرت را پاسخگو کنند. آنان باید از سیاستهای صنعتی، تجاری، انرژی و محیطزیستی بپرسند که پیامدشان برای نسلهای آینده چیست؛ چه میزان کربن تولید میکنند؛ چه اثری بر آب، خاک، هوا و سلامت جامعه دارند؛ و آیا با الزامات اقتصاد جهانیِ کمکربن سازگارند یا نه.
امروز این وظیفه در عصر کربن معنایی دوچندان دارد. تغییرات اقلیمی دیگر یک هشدار دوردست یا مسئلهای صرفاً محیطزیستی نیست؛ بلکه به مسئلهای اقتصادی، تجاری، اجتماعی و حتی امنیتی تبدیل شده است. سازوکارهایی مانند مالیات و تعدیل مرزی کربن، استانداردهای زنجیره تأمین، گزارشدهی پایداری، ESG، برچسبهای محیطزیستی و اظهارنامههای زیستمحیطی محصول (EPD)، آینده حضور صنایع در بازارهای منطقهای و جهانی را تعیین میکنند.
در چنین شرایطی، تشکلهای اقتصادی میتوانند پیشگام تغییر باشند:
- مطالبهگر شفافیت کربنی در صنایع؛
- مروج بهرهوری انرژی و انرژیهای تجدیدپذیر؛
- پشتیبان تولید کمکربن و اقتصاد چرخشی؛
- تسهیلگر آموزش و انتقال دانش پایداری به بنگاههای کوچک و متوسط؛
- و مدافع استانداردهای سبز، نه بهعنوان هزینه، بلکه بهمثابه سرمایهگذاری برای تابآوری و رقابتپذیری آینده.
توسعه پایدار بدون حضور سازمانیافته و اثرگذار جامعه اقتصادی ممکن نیست. دولت بهتنهایی نمیتواند مسیر گذار انرژی، کاهش انتشار، مدیریت منابع آب، اصلاح الگوی تولید و مصرف و آمادگی برای اقتصاد کمکربن را طی کند. این مسیر نیازمند شبکهای از تشکلهای مستقل، آگاه، مسئول و گفتوگومحور است؛ تشکلهایی که منافع اعضای خود را در تقابل با منافع عمومی تعریف نمیکنند، بلکه دوام کسبوکار را در گرو سلامت محیطزیست، اعتماد اجتماعی و پایداری اقتصاد ملی میدانند.
روز ملی تشکلهای اقتصادی، فرصتی است برای بازاندیشی در این نقش. تشکل اقتصادیِ آینده، تشکلی نیست که صرفاً برای اعضای خود امتیاز بگیرد؛ تشکلی است که برای کشور، استاندارد، شفافیت، عدالت بیننسلی و آیندهای کمکربن مطالبهگری کند.
در عصر کربن، حیات اجتماعی باید بتواند سیستم اجتماعی را به پاسخگویی وادارد؛ نه آنکه در سازوکارهای آن حل شود. این، شاید مهمترین رسالت تشکلهای اقتصادی در مسیر توسعه پایدار ایران باشد.
انجمن مدیریت سبز ایران
مردادماه 1405
















