
کمپوست سازی بوکاشی چیست؟
بوکاشی را، واقعا، باید مجموعه ای از میکروب ها در نظر گرفت. خاکی که مقدار زیادی از آن ها را داشته باشد خوشحال خواهد شد و در طول عمر خود با آن ها ارتباط خوبی برقرار خواهد کرد. کمپوست سازی بوکاشی برای خاک همانند چیزی در مایه های پروبیوتیک ها است. با کمپوست سازی بوکاشی، یک سفر به سوی داشتن باغی سالم و تاب آور آغاز خواهد شد.
چرا از ما بخرید؟
تا این تاریخ( 9 خرداد 1405) ما تنها تولید کننده سطل های بوکاشی داخل کشور هستیم. توجه به فرآیند تولید محصول یا خاک بوکاشی است که سطل های ما را ویژه می کند. خبری از شکستن در، خرابی شیر یا درز و ترک بدنه در کار نیست. این سطل های کمپوست، از رزین های با کیفیت و ایمن برای مواد غذایی ساخته شده و با سال ها دوام آوری، هیچگونه نشتی به کمپوست بوکاشی شما نمی دهند. ما به کمپوست بوکاشی علاقمند هستیم و تنها کاری که می کنیم همین است.


بسته های بوکاشی دو تایی
2,576,000-3,865,000( تومان)
بدون پودر بوکاشی
( جهت کسب اطلاع از قیمت های به روز و کاملا دقیق "سفارش سطل و سبوس" را ببینید.)
کمپوست سازی موفقیت آمیز بوکاشی عموما با استفاده از دو سطل صورت می گیرد، زیرا این امر به شما اجازه می دهد تمامی ضایعاتی که تولید می کنید را مستمرا جمع آوری کرده و کمپوست نمایید. لذا ما به همه آن هایی که تازه به جمع کمپوست کنندگان بوکاشی می پیوندند توصیه می کنیم که دو سطل را خریداری کنند.
هر مجموعه مشتمل است بر:
2 سطل بوکاشی
قاشق پیمانه ریختن پودر بر روی ضایعات غذایی
فشرده ساز ضایعات و خارج کننده هوا
بروشور ما، که چطور از سطل استفاده کنید
بسته های 370 گرمی پودر بوکاشی به تعدادی که می خواهید
( قیمت هر کدام از این بسته ها 292 هزار تومان می باشد)
با خرید بسته های بیشتر در هزینه های خود صرفه جویی خواهید نمود!
بسته های بوکاشی یک عددی
1,611,000-2,255,000( تومان)
بدون پودر بوکاشی
( جهت کسب اطلاع از قیمت های به روز و کاملا دقیق "سفارش سطل و سبوس" را ببینید.)
سطل بوکاشی تکی انتخاب خوبی برای آشپزخانه ای است که ضایعات غذایی زیاد تولید نمی کند. علاوه بر این آن ها که در اول راه هستند و نمی خواهند زیاد هزینه کنند شاید دوستدار این باشند که کار را با تک شروع کرده و وقتی قلق کار دستشان آمد آن را جفت کنند. هر کدام از این بسته ها هم هر آنچه شما برای کمپوست سازی نیاز داشته باشید دارند:

1 سطل بوکاشی
قاشق پیمانه ریختن پودر روی ضایعات غذایی
فشرده ساز ضایعات و خارج کننده هوا
بروشور ما، که چطور از سطل استفاده کنید.
بسته های 185 گرمی پودر بوکاشی به تعدادی که می خواهید
( قیمت هر کدام از این بسته ها 146 هزار تومان می باشد)
با خرید بسته های بیشتر در هزینه های خود صرفه جویی خواهید نمود!
همه محصولات ما را ببینید
یاد بگیرید
داستان جذاب "انقلاب" بوکاشی

بیت آی می گوید که ماشینی که بوکاشی را می چرخاند مشوقی برای جذب بالاتر می گردد.
امروزه خیلی ها به درست کردن خشکاله روی خوش نشان می دهند و از این اقدام خوب برای کمک به محیط زیست کشور، که اصلا حال و روز خوبی ندارد، استفاده می کنند.
قبلا اینطور نبود و کمک ها و یاری های بسیاری از علاقمندان محیط زیست، به ویژه سرکار خانم آیه حمداوی گرامی، باعث شد خشکاله درست کردن جای خوبی بین علاقمندان محیط زیست پیدا کند.
برای آن هایی که در جریان نیستند باید گفت که درست کردن خشکاله کاری ندارد: کافی است پوست میوه و ضایعات سبزی را در برابر آفتاب گذاشته و یا با بخاری و شوفاژ آبگیری نمایید و تمام!
اما خیلی ها از من سوال می کنند که اگر خشکاله تا این حد خوب است و مفت و ارزان تمام می شود چرا باید دست به جیب شویم و برای خرید کمپوستر خانگی، از معلق و برقی گرفته تا بوکاشی و لارو سرباز، هزینه کنیم؟
پاسخ دم دستی این است که اگر درست کردن خشکاله تا این حد خوب است چرا پای از مرزهای کشور فراتر ننهاده و مثلا در انگلستان و فرانسه و نروژ و سوئد جای خوبی برای خود دست و پا نکرده است!
اصلا نگویید که آن ها نمی دانند در داخل کشور چه خبر است!
مصداق اشتباه در این طرز تفکر این است که وقتی در ایران دیوار مهربانی بالا آمد در همه نقاط دنیا مردم متوجه این بالا آمدن شدند و آفرین ها و مرحباها و دست مریزادهای زیادی نصیب مردمان خوبی شد که دیوار مهربانی را بالا آورده بودند.
پس داستان احتمالا از جایی دیگر آب می خورد.
اجازه می خواهم قبل از بیان داستان بگویم که از نظر من درست کردن خشکاله کار خوبی است؛ اما درست کردن کمپوست در خانه به مراتب بهتر است.
به عبارت ساده تر؛ اگر درست کردن خشکاله را به مثابه ورود به دبستان و دوره ابتدایی فرض کنیم کمپوست سازی همانند ورود به دوره متوسطه و یا حتی دانشکده است.( ببخشید! من قدیمی هستم و از سلسله مراتب آموزشی این دوره و زمانه کم اطلاع هستم)
چرا؟ عرض خواهم کرد.
خشکاله 2 حسن بزرگ دارد و اتفاقا عیوب بزرگ آن، از نظر من، در دل همان دو حسن نهفته است:
حسن اول بزرگ خشکاله حذف شیرابه است.
ناگفته پیداست که ورود شیرابه به منابع آبی مشکلات بزرگی برای کشور ایجاد کرده است؛ به ویژه اینکه تصفیه شیرابه اصلا کار راحتی نیست.
بنا بر این؛ هر قدر پسماندهای تر شیرابه کمتری داشته باشند آب ها کمتر آلوده می شوند و تصفیه آن ها زحمت و دردسر کمتری دارد.
لذا؛ هر انسانی که پسماند تری تولید کند که تری کمتری داشته باشد کار ارزشمند و ارزنده ای صورت داده است.
حسن بزرگ دیگر خشکاله تولید غذای دام است.
ناگفته پیداست که هر کسی برای گل و گیاه، دام و دیگر حیوانات و انسان ها غذا تامین کند شخص ارزشمندی است و اصلا نمی توان کار او را نادیده گرفت.
بنا براین؛ آن هایی که خشکاله تولید کرده و در نبود و کمبود نهاده های دامی کمک می کنند تا در تامین غذای دام ها خلل کمتری بوجود بیاید کاری مهم و ارزنده صورت داده اند.
حال ببینیم که چرا حذف شیرابه می تواند درست ترین کار ممکن نباشد.
شیرابه آب زیادی دارد و با حذف شیرابه آب آن هم از بین می رود.
پس اگر بتوانیم آب شیرابه را در اختیار گرفته و در عوض هدر دادن آن از آن استفاده بهتری به عمل آوریم کاری به مراتب عقلایی تر صورت داده ایم.
مشکل شیرابه در این نیست که آلودگی زیاد دارد! مشکل آن این است که هم درست تولید نمی شود و هم در جای نادرست مصرف می شود.
مثلا وقتی شما پوست میوه و ضایعات سبزی را داخل سطل زباله ای می ریزید که در آن روغن نباتی و قورمه سبزی و روغن ترمز ماشین و ریکا و شوینده و ... هم وجود دارند شیرابه مخلوط چیزی می شود که مطلقا نمی توان از آن برای آبیاری گل و گیاه استفاده کرد!
اما اگر اینطور نشود و شیرابه فقط عصاره میوه و سبزی( به عبارت ساده) باشد آیا باز هم قابل استفاده نیست؟ کمی فکر کنید!
اجازه دهید برای توضیح بیشتر کمی هم از فاضلاب مایه بگذاریم!
فاضلاب، برای سال های طولانی، یک آلاینده درست و حسابی به نظر می رسید.
در تهران؛ فاضلاب چاه های فاضلاب به جنوب شهر می رفت و برای سبزیکاری مورد استفاده قرار می گرفت. ( هنوز هم می گیرد)
به این دلیل واضح طرح تصفیه فاضلاب در دستور کار قرار گرفت و مقرر شد فاضلاب های کل کشور تصفیه شده و پساب حاصله ( فاضلاب تصفیه شده را پساب می گویند) در جاهایی ریخته شود که مشکل زا نیستند ( مثل رودخانه ها و انهار) بعدها معلوم شد که پساب، آب فراوان دارد و خوب است از آن برای کشاورزی استفاده شود.
امروزه ارزش پساب به قدری بالا رفته که حیف می بینیم از آن استفاده کشاورزی به عمل اوریم و عملا صنایع برای در اختیار گرفتن آن دندان تیز کرده اند!
شیرابه هم همینطور است و اگر امروز حذف آن در اولویت است؛ چه بسا فردا به این فکر کنیم که کاش آب ارزنده شیرابه را به این راحتی ها هدر نداده بودیم!
مطلب دوم در چیزی به نام قدرت رقیق سازی آب نهفته است.
برای اینکه پی به اهمیت قدرت رقیق سازی آب ببرید فرض کنید که در استخر شنا مشغول آب تنی هستید!
آیا فکر می کنید که اگر یک کودک خردسال در داخل آب استخر ادرار کند شما بیمار می شوید؟
معلوم است که نه؛ با این حال، اگر همه شناگران در داخل آب ادرار کنند اوضاع متفاوت خواهد بود.
شیرابه سمی نیست؛ اما حتی به شرط سمی بودن هم نمی تواند در اختلاط با آب فراوان کماکان سمی باقی بماند.( در فرآیند بوکاشی از چای بوکاشی یا شیرابه حاصله به این صورت استفاده می شود که شیرابه با مقدار فراوان آب مخلوط شده و بعد برای آبیاری مصرف می شود)
پس درست است که حذف شیرابه کار خوبی است؛ اما اگر آب شیرابه به مصرف گل و گیاه برسد کار بهتری صورت گرفته است.
اینک به همان مبحث غذای دام می پردازیم.
شاید فکر کنید که استفاده از خشکاله برای غذای دام کار جدیدی است!
اشتباه می کنید؛ چون این امر از همان الگویی تبعیت می کند که سالهاست در ایران شناخته شده است.
در سال های بسیار دور مردمی بودند که با چرخ دستی از جلو خانه ها رد شده و نان خشک خریداری کرده و یا آن را با نمک عوض می کردند.
بعدها چرخ دستی ها تبدیل به وانت بار شدند که صدای گوشخراش داشت؛ اما شیوه کار تقریبا یکسان باقی ماند.
نان خشک برای غذای دام مورد استفاده قرار می گرفت و قرار می گیرد.
اوایل؛ مشکلی نبود اما بعدها که مردم بی مبالات شدند و نان خشک های کپک زده را در داخل نان خشک های سالم گذاشتند شرایط غیر قابل کنترلی بوجود آمد که کل خوبی داستان را زیر سوال برد!
حالا چه کسی می تواند ادعا کند که داستان نان خشک برای خشکاله تکرار نشود و دوباره به جایی غیر قابل کنترل نرسیم؟
فکر کنم زمان آن رسیده باشد که بگویم چرا در سوئیس و نروژ و فرانسه کسی خشکاله درست نمی کند! ( تا جایی که من اطلاع دارم)
در این کشورها شما در چهار دیواری اختیار هر کاری، یا بیشتر کارها، را دارید اما وقتی می خواهید کالایی را به دیگری دهید اوضاع فرق می کند!
در این کشورها؛ وقتی کالا از خانه شما خارج می شود تا به دیگری برسد باید مبدا، مقصد و خط سیر کاملا مشخص باشد تا اگر مشکلی بوجود آمد دولت بداند یقه چه کسی باید چسبیده شود!
به عبارت دیگر وقتی خشکاله تولیدی شما با خشکاله تولیدی دیگران یکی می شود و وجود مشکل در مخلوط حاصله مانع از شناسایی مقصر و مسبب می شود؛ دولت بهتر می بیند که بر اساس "خر ما از کرگی دم نداشت!" رفتار نماید.
دام دارید و خشکاله درست کرده و به خورد دام می دهید؟ دمتان گرم!
دامدار هستید و خشکاله را از کس یا کسانی می گیرید که بهشان ایمان دارید؟ باز هم دمتان گرم!
اما اگر شرایط به گونه دیگری پیش می رود و نه شما می دانید کدام دامدار از کار نیک شما بهره مند می شود و نه دامدار می داند که چند درصد خشکاله درست تولید شده و چند درصد آن مشکل دار است اوضاع متفاوت می شود!
کشورهای پیشرفته مثل ما نیستند که اجازه دهند یک شهروند وانت بیاورد و غذای خانگی را در اسف بار ترین شرایط ممکن تولید کند و آن را به خورد خلق الله بدهند!
معلوم است شرایط انگلستانی که زمانی به دلیل مسموم شدن یک بچه هشت ساله با شکلات مسموم سه وزیر را استیضاح کرد با ما یکی نیست!
در مورد کمپوسترهای خانگی هم این واقعیت وجود دارد که چون محصول آن ها در چهار دیواری مصرف می شود و یا توسط دوستان و آشنایان مصرف می گردد سختگیری زیادی وجود ندارد ( تازه آن هم به این سادگی ها نیست)؛ وگرنه اگر قرار باشد محصول کمپوستر خانگی در بازار خرید و فروش شود تولید کننده کمپوست خانگی باید دنگ و فنگ های زیادی را پذیرا شده و استانداردهای فراوانی را پاس نماید!
در یکی از گروه های اجتماعی دیدم که کسی خبر از خرید خشکاله توسط غرفه های شهرداری می داد!
این یعنی همان فاجعه ای است که بزودی روی می دهد؛ زیرا وقتی خشکاله قابل خرید و فروش باشد دیگر تولید کننده خشکاله مهم نمی بیند که کپکی نباشد و بیشتر هم و غم خود را جمع این می کند که غرفه دار متوجه کپکی بودن خشکاله نشود!
در هر حال؛ من ضمن تقدیر از کسانی که درست کردن خشکاله را در مملکت باب کردند به شدت نگران آینده خشکاله هستم؛ آینده ای که درست کنندگان کمپوست در خانه می توانند در آن دخیل نباشند.
از لابی تا مهار
نقش تشکلهای اقتصادی در عصر کربن
براساس اندیشه یورگن هابرماس
۲۲ مرداد؛ روز ملی تشکلهای اقتصادی
در روزگاری که توسعه دیگر صرفاً با رشد تولید، افزایش صادرات یا گسترش زیرساختها سنجیده نمیشود، نقش تشکلهای اقتصادی بیش از گذشته اهمیت پیدا کردهاست. امروز پرسش اصلی این نیست که اقتصاد تا چه اندازه رشد میکند؛ بلکه این است که این رشد با چه میزان مصرف منابع، انتشار کربن، تولید پسماند و تخریب سرمایههای طبیعی و اجتماعی همراه است.
برای فهم جایگاه تشکلهای اقتصادی در این شرایط، میتوان از ایدهای بنیادین در اندیشه یورگن هابرماس بهره گرفت: تمایز میان "سیستم" و "زیستجهان"
سیستم، قلمرو ساختارهای رسمی، دولت، قانون، قدرت اداری، بازار و سازوکارهای کلان تصمیمگیری است؛ قلمرویی که عموماً از بالا به پایین عمل میکند. در مقابل، زیستجهان یا حیات اجتماعی، عرصه گفتوگو، اعتماد، ارزشهای مشترک، مشارکت داوطلبانه، انجمنها، تشکلها و نهادهای مدنی است؛ عرصهای که از پایین به بالا شکل میگیرد و معنا و مشروعیت اجتماعی تولید میکند.
اتاقهای بازرگانی، انجمنهای صنفی، تشکلهای اقتصادی و فدراسیونهای تخصصی، صرفاً نهادهایی برای پیگیری مطالبات بخشی یا تسهیل امور اعضای خود نیستند. این نهادها، اگر بهدرستی نقشآفرینی کنند، بخشی از زیستجهان اقتصادی کشورند؛ یعنی حلقه اتصال تجربه واقعی بنگاهها، دغدغههای جامعه، دانش تخصصی و سیاستگذاری عمومی.
اما مسئله از جایی آغاز میشود که تشکل اقتصادی، بهجای آنکه صدای مستقل و مسئولانه اعضا و جامعه باشد، به حاشیهای از سیستم قدرت تبدیل شود. هنگامی که مأموریت آن از "نقد، مطالبهگری، دیدهبانی و اصلاح" به "لابیگری برای کسب امتیاز" فروکاسته شود، حیات اجتماعی به جای آنکه سیستم را مهار کند، در آن جذب میشود.
این همان خطری است که هابرماس از آن با تعبیر "استعمار زیستجهان توسط سیستم" یاد میکند: زمانی که منطق قدرت و منفعت کوتاهمدت، جای گفتوگو، مسئولیتپذیری، اخلاق و منافع عمومی را میگیرد.
تشکلهای اقتصادی در ایران باید بتوانند بهجای رقابت برای نزدیکترشدن به مراکز قدرت، در جایگاه یک نهاد مستقل و حرفهای، قدرت را پاسخگو کنند. آنان باید از سیاستهای صنعتی، تجاری، انرژی و محیطزیستی بپرسند که پیامدشان برای نسلهای آینده چیست؛ چه میزان کربن تولید میکنند؛ چه اثری بر آب، خاک، هوا و سلامت جامعه دارند؛ و آیا با الزامات اقتصاد جهانیِ کمکربن سازگارند یا نه.
امروز این وظیفه در عصر کربن معنایی دوچندان دارد. تغییرات اقلیمی دیگر یک هشدار دوردست یا مسئلهای صرفاً محیطزیستی نیست؛ بلکه به مسئلهای اقتصادی، تجاری، اجتماعی و حتی امنیتی تبدیل شده است. سازوکارهایی مانند مالیات و تعدیل مرزی کربن، استانداردهای زنجیره تأمین، گزارشدهی پایداری، ESG، برچسبهای محیطزیستی و اظهارنامههای زیستمحیطی محصول (EPD)، آینده حضور صنایع در بازارهای منطقهای و جهانی را تعیین میکنند.
در چنین شرایطی، تشکلهای اقتصادی میتوانند پیشگام تغییر باشند:
- مطالبهگر شفافیت کربنی در صنایع؛
- مروج بهرهوری انرژی و انرژیهای تجدیدپذیر؛
- پشتیبان تولید کمکربن و اقتصاد چرخشی؛
- تسهیلگر آموزش و انتقال دانش پایداری به بنگاههای کوچک و متوسط؛
- و مدافع استانداردهای سبز، نه بهعنوان هزینه، بلکه بهمثابه سرمایهگذاری برای تابآوری و رقابتپذیری آینده.
توسعه پایدار بدون حضور سازمانیافته و اثرگذار جامعه اقتصادی ممکن نیست. دولت بهتنهایی نمیتواند مسیر گذار انرژی، کاهش انتشار، مدیریت منابع آب، اصلاح الگوی تولید و مصرف و آمادگی برای اقتصاد کمکربن را طی کند. این مسیر نیازمند شبکهای از تشکلهای مستقل، آگاه، مسئول و گفتوگومحور است؛ تشکلهایی که منافع اعضای خود را در تقابل با منافع عمومی تعریف نمیکنند، بلکه دوام کسبوکار را در گرو سلامت محیطزیست، اعتماد اجتماعی و پایداری اقتصاد ملی میدانند.
روز ملی تشکلهای اقتصادی، فرصتی است برای بازاندیشی در این نقش. تشکل اقتصادیِ آینده، تشکلی نیست که صرفاً برای اعضای خود امتیاز بگیرد؛ تشکلی است که برای کشور، استاندارد، شفافیت، عدالت بیننسلی و آیندهای کمکربن مطالبهگری کند.
در عصر کربن، حیات اجتماعی باید بتواند سیستم اجتماعی را به پاسخگویی وادارد؛ نه آنکه در سازوکارهای آن حل شود. این، شاید مهمترین رسالت تشکلهای اقتصادی در مسیر توسعه پایدار ایران باشد.
انجمن مدیریت سبز ایران
مردادماه 1405
صفحه1 از2











